توسقوط لحظه هام
توشبهای سرد بی کسی
تو تبسمی که پرشده از یه بغل دلواپسی
تو سر آغاز منی برای عشق برای درد برای مرگ
تو خود پایانی سر گذشت دیروز و فردای من
منو بشناس نذار تنها بمونم
نذار شیرین بی فرهاد بمونم
بذار باشم که با تو زنده باشم
برای تو بمیرم دیگه تنها نباشم
می خوام باشی هم آغوش خیالم
دراین دنیای وانفسا بشی تنها یادگارم
s&s
+ نوشته شده توسط آیلین در شنبه بیست و ششم خرداد 1386 و ساعت
12:35 |

