تبليغاتX
قاصدک بی پروا
+ نوشته شده توسط آیلین در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386 و ساعت 13:59 |

 

 

 

با دل شكستم  با نفساي سردم

 

با اشكاي خيسم  مي نويسم مي نويسم

 

براي تو  براي تو كه مرحمي

 

تو كه نيازخواهشي   تو كه سايه نوازشي

 

با يه بغل شعروغزل   ميام سراغت

 

مي نويسم همه جا حتي روي ديوارا

 

حتي روي ماسه ها   كه برام مقدسي

 

كه برام هم نفسي يادت مياد روزيكه

 

گفتي كه ديگه تنهام نمي زاري

 

اشكامو پاك كردي وگفتي كه

 

چقدر منو دوست داري

 

ولي حالا ديگه دلم

 

ميگه كه دوسم نداري

 

مي ري و تنهام مي زاري

 

ديگه بارون چشامو نمي خواي

 

ديگه گرمي صدامو نمي خواي

 

مي دونم خوب مي دونم

 

كه ديگه منو تنها نمي خواي

 

حالا منم واين دلم

 

حالا منم اين همه دلواپسي  

 

تو لحظه هاي بي كسي

 

چشم براه هم نفسي                                         S:M

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط آیلین در چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 13:31 |